دوست داشتن!
حس هام قفل شدند....
مدت هاست حتی عشق گذرا رو تجربه نکردم و کاملا حس میکنم قفل شدم! اون موقع ها که با پریناز دم خور شده بودم طور دیگری میگذشت برام.... عاشق میشدم و پریناز هم میگفت تجربه اش کن! بدون درنظر هیچ خطر و ملاک و معیاری!
الانم با حضور فومن طور دیگری گذشت. به درخواست خودش چیزی ازش اینجا ننوشتم!
در واقع تنها جایی که ازش نگفتم اینجا بود.... شاید تا آخر تابستون ،به عنوان یادگاری چندخطی ازش بنویسم...
این روزا به شدت از لحاظ کاری تو فشارم. خیلی خستم و تنها چیزی که حس میکنم حالمو بهتر میکنه، عشقه!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۳۱ ساعت 21:27 توسط یه آدم
|