بغض های گیر کرده
نمیدونستمبعد از تموم شدن جلساتم با فومن، بغضی باز میشه که ته نشین شده دوسه سالی هست... دو سه سال نداشتن فضای راحت برای گفتن احساساتم. شاید به نظر شما چیز مهمی نباشد اما اگر یکبار تجربه کنید، معتاد چنین فضایی خواهید شد
اگرچه فومن برای من امن بود اما فضای راحتی نداشتم . عاطفه من حس راحتی نداشت.
بعد اتمام جلساتم با فومن ،جلسه با یک نفر دیگر داشتم و خب گفت وقت هام پر شده!
بهش گفتم پودر شدم و واقعا هم شدم . امید بسته بودم ببعد از فومن با اون شروع کنم ولی الان دست خالی هستم.
گفت باهم پیدا میکنیم....
خیلی هم به این جمله امیدی ندارم....
فعلا نظر خاصی در این خصوص ندارم... تا آخر هفته صبر میکنم که هم این روزا بگذرن، از وضعیت پری خارج بشم تا فشاری روی بدن و روانم نذارم....ولی ناراحتم و از یک طرف هم میگم ،مگر چقدر مهم هست این موضوع که غالب بر کل زندگی من بشه؟
در مورد این دوسه روز ،یه متنی نوشتم و خواستم استوری کنم اما چندتا حس مانع شدند
اینکه تحت قضاوت ها ، روح لطیفم له میشه
اینکه نمیتونم دوست داشتنی هام رو طبق الگوی اطرافیانم در بیارم....
قلبم گرفته.... هیچ فضایی رو ندارم که راحت بتونم در مراسم های این روزها شرکت کنم.... یعنی تقریبا فضایی نیست که همراهی پذیرا یی نسبت به حس های من داشته باشه. منظورم اینه که آدم نزدیکی ندارم.
دلم میخواست حباب بود .... حباب عقایدی شبیه به من داره در مسائل سیاسی .... ( در خیالات خودم)
من واقعا دلم میخواد این چندروز تو خیابون باشم و سوگی که به قلبم نشسته رو بروز بدم. غرورم شکسته....
نمیتونم به آدمهای اطرافم بفهمونم من هم داغدار آدمهای پاکِ عادی و نظامی کشته شده در ماجرای مهسا امینی و دی ماه هستم و هم داغدار آدم های دوتا جنگی که از سال پیش شروع شد. من نمیتونم در دوسر طیف زیست کنم. من در میانه این جریان ها هستم. گاهی گیج و مبهوت نظاره گر هستم و نمیفهمم چه میگذرد و گاهی قلبم به صدا در میآید که مرا ببین!
این سالها موانعی که عمدتا ناشی از رفتارها و حرفهای افراطی دو سر طیف بود ،نگذاشت من حس هایی رو ببینم و لمس شان کنم . غرور من در نهم اسفندماه، بی صدا شکست و من به طور کامل دسترسی پیدا کردم بر یک حس خالص. قلب من مأمن حس های زلال هست و بنا به غریزه آدمیزادی ام، وجود این حس در قلبم را زلال میبینم....
بگذارید دوست داشتنی های آدم ها منحصر به خودشان باشد نه شبیه به الگوهای تحمیلی جامعه یا خودتان!
(از ادبا ، فاضلان و دانشمندان بلاگفا تقاضا دارم اگر نظری مخالف من دارید ، در بلاگفای من عقده گشایی نکنید . پذیرای نصیحت هم نیستم ، هر ناسزایی هم نوشته بشه نشونه شخصیت و تربیت والدین شماست و آینه آینه😛✋🏻)